Category: Post

  • Shtisel – A Superb Melodrama

    I had my say on things Abrahamic in this poem:: https://alteritas.net/pastis/inventory/genesis-11-25

    That read, #Shtisel is a superb melodrama about an extended #Haredi family in Jeruslem. In Hebrew with occasional lashes of #Yiddish, it is deeply comic, yet casuistic and poetic in a Talmudic sense.

     


     

    Just as wisdom has made a crown for one’s head, so, too, humility has made a sole for one’s foot.

    — Yitzhak ben Eleazar, Jerusalem Talmud(Shabbat8b)

     

     

  • Math Quiz

     

  • “A Furiously Active Intelligentsia”

    I suspect that those who see our mental culture as fungible in favor of the very specific matter of overturning power differentials are demonstrating the anti-intellectual substrate of being American.

    There’s a reason this is resisted officially in France and would never acquire any purchase in Russia where there is a furiously active intelligentsia, and why it is having an effect in Germany where there is understandably always a sense of national guilt about the Holocaust.

    Let’s try this. I dismiss claims that it is trivial to be concerned about a paradigm that threatens to overturn our concepts of intellectual inquiry, artistic endeavor and moral perspective. Apparently there are those who consider those things sideshows, things to get to later. I proudly disinclude myself from their number.

     – John McWhorter, Tweeted 24 Feb 21

  • An English-Persian Lexicon

    A lexical tool devised by G Lang to go with Glossika Persian through Level B (2. 10 Aug. 2018):

    *

    ما از ترک کردن ساختمون منع شده بودیم  abandon – tark (kardan) ترک

    همسایه ما به تازگی تهویه هوا نصب کرده  A/C – tahvie-ye havā تهویه هوا

    در خصوص برنامه جدید بازاریابی  about – (dar) khosus خصوص

    بابت قبول شدنش توی دانشگاه about – bābat بابت
    accept – paziroftan پذیرفتن

    پذیرش مخاطبانم به سخنرانیم  acceptance – paziresh (qalbuli) پذیرش

    پلیس به صورت تصادفی شلیک کرد accident – tasādof تصادف

    برای این موقعیت انجام بدی accomplish – enjām انجام

    به اشتباه به قتل متهم شده accused – motaham متهz

    حقوقم اضافه شده addition – ezāfeh اضافه

    اعتراف كردن که پول‌ها رو دزدیدن admit – e’terāf (kardan)

    اعترافمزایای زیادی توی تنها زندگی کردن هست advantage – mazāyā

    مزایاآغاز ماجراجوییم به دور دنیا adventure – mājorāju ماجراجو

    من یه کم نصیحت لازم دارم advice – nasihat نصیحت

    ایروبیک کار می‌کنه aerobics – ayerobik ایروبیک

    affection – mohebbat محبت

    کرم ضد آفتاب against – zedd ضد

    مأمور گمرک/ همسایه من مأمور اف بی آیه agent – ma’mur مأمور

    خیلی از عقیده‌هاش موافق نیستم agreed – movāfeq موافق

    کل ساختمون نابود شد all – kohl کل

    all in all – dar kol در کل

    اگرچه حال خوبی نداشت، رفت سرکار although – agarcheh اگرچه

    although – bā vojud inkeh با وجود اینکه

    به ارتفاع ده هزار متر پرواز می‌کنیم  altitude – ertefa’ ارتفاع

    میزان جرم amount – mizān  میزان

    دکتر‌ها به من بیهوشی داده بودن anesthetic – bihushi بیهوشی 

    حتی بیشتر عصبانی شد angry – asabāni عصبانی

    به خاطر نگفتن حقیقت معذرت خواهی کنی apology – ma’zerat معذرت

    که برای شغل درخواست دادن apply – dar-khast dādan درخواست دادن

    پر از اشتباهات واضح بود apparent – vāzeh واضح

    ظاهراً گربش توی آتیش مرده بود apparently – zāherān ظاهراً

    یه وقتی باهات تماس می‌گیرم appointment – tamās (gereftan) تماس

    من واقعاً قدردانی می‌کنم appreciate – qadredāni (kardan) قدردانی

    هیچ کدوم ازاون‌ها مناسب نبودن  appropriate – monāseb مناسب

    پدر و مادرش کاری که اون کرده رو تأیید نمی‌کنن approve – ta’yid تأیید

    با یکی ازهمسایه‌هاش جرو بحث داشت argument – joru bahs جرو بحث

    مقاله ای که من برای کلاس نوشتم article – maqāleh مقاله

    انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده as if – ingār que انگار که

    چیزها برای بیکار‌ها چندان آسون نیس as much as – chandān چندان

    به محض اینکه امکانش باشه بره دکتر.  as soon as – (beh) mahz-inkeh محض

    بعداز دوسال دستیار مدیر شد assistant – dastiār دستیار 

    چندرا نه سال پیش به شرکت ملحق شد associate – molhoq ملحق 

    من واقعاً متحیر بودم astonished – motahayer متحیر  

    نگرشش نسبت به شغلش خیلی مثبته attitude – negaresh نگرش

    کار جدیدش تا حد زیادی جذاب بود attractive – jazzāb جذاب

    مخاطبا به اجرای موسیقی منتقد بودن audience – mokhātābā مخاطبا

    مقامات هنوز درباره علت انفجار گیج هستن authorities – moqāmāt مقامات

    aware – (be …) agāhi (dashtan) آگاهی 

    من شنیدم یه نفر نیمه شب در رو کوبید bash – kubidan کوبیدن

    بر پایه گواهی دی ان ای basis, on the – bar payeh بر پایه

    از امروز تا فردا عقب بندازیم behind – aqab عقب

    پلیس اعتقاد داره بین دو قتل یه ارتباطی وجود داره believe – e’teqād اعتقاد

    برای گیر آوردن شغل جدید benefits – gir (amadan/avordan) گیر

    علاوه بر مدرک حرفه ای besides – alāveh bar علاوه بر

    bien-aimée – mahbub محبوب

    دوشنبه آینده تولد قاسمه birthday – tavalod تولد

    مایلم یه مقدار اطلاعات درباره هتل بگیرم a bit – maqdār مقدار

    من تلویزیون رو مقصر افزایش جرایم blame – bar dānestan بار دانستن

    خواهرت رو سرزنش نکن blame – sarzanesh (kardan) سرزنش

    می‌خوام با قایق سفر کنم boat – qāyeq قایق

    عنوان پاداش امضا bonus – pādāsh پاداش

    مردمی که مزاحمش بشن bother – mozāhem مزاحم

    brawl – dādobidād دادوبئداد

    لودویگ و ریتا بهم زدن break up – beham zadan بهم زدن

    این قربانی رو بر نمی‌گردون bring back – bar gardāndan برگرداندوندن

     اون تصادفاً با من برخورد کرد bump into – bar khordan bā برخورد

    burden – bār بار

    با فشار دکمه سبز امتحان کن button  dokmeh دکمه

    قبرستون جایی هست که مردم دفن می‌شن bury – dafn دفن 

    شرکت نقشه تجاری جدیدی داره business person – tājer تجا

    داشتن ماشین تو رو قادر می‌سازه که capable of – qādar (-e / beh)

    پدر الگا سرمایه گذار نفت هست capital sarmāyeh (gozashtan) سرمایه

    capitalism سرمایه گرایی

    capitalist سرمایه داری 

    capitalist regime رژیم سرمایه داری

    از پدر و مادر پیرشون مراقبت می‌کنن care for – morāqebat مراقبت

    برای اون مورد قتل چه اتفاقی افتاد؟ case – mored مورد

    پول نقد کافی نیاوردم cash – naqd نقد

    صندوقدار خواروبار تو رو توی کیسه cashier – sanduqdar صندوقدار

    راننده ای که باعث تصادف شد  cause – bā’es  (shodan) باعث درباره علت انفجار cause – ellat علت

    قبرستون جایی هست که مردم دفن می‌شن cemetery – qabrestān قبرستون

    من کاملاً مطمئنم که certain – motma’en  مطمئن

    چطور کارتریج پرینتر رو عوض کنم change – avaz عوض

    با حروف بزرگ بنویسی character – haruf حروف

    تلفنم نیاز داره شارژ بشه charge – shārj  شارژ

    به مؤسسه خیریه اهدا کرد charity – kheriyyeh خیریه

    دانش آموزان مظنون به تقلب در امتحان cheating – taqallob تقلب

    توی موقعیت خطرناک بودن circumstances – moqe’iyyat موقعیت

    دست و پنجه نرم کن claw, paw – panjeh پنجه

    نارگیلو به طرف صخره پرتاب کردم coconut – nārgil نارگیل

    خیلی راحت این دور و بر بری coming and going – duro-bar دور و بر

    commerce – dādosetad دادوستد

    commission – khārej az comisiun خارج از کمیسیون

    در دنیای واقعی رقابت کنیم compete – reqābat رقابت

    تو مسابقه ی تنیس تبریک گفتم competition – mosābaqeh مسابقه

    از درد شکمش شکایت می کرد complain – shekāyat (kardan) شکایت

    من کلاً فراموشش کرده بودم completely – kolān کلاً

    من کاملاً مطمئنم که تو می‌تونی completely – kāmelan کاملاً

    تکمیلش تا سه ماه آینده زمان می‌بره completion – takmil تکمیل

    موقعیت خیلی پیچیدست complicated – pichideh پیچیده

    دانشجوها بیست درصد از جمعیت رو تشکیل composed – tashkil تشکیل

    من دارم سعی میکنم تمرکز کنم concentrate – tamarkoz (kardan) تمرکز

    سعی کردن لاپوشونی کنن conceal – lāpushuni لاپوشونی

    شرایط لازم رو داشتن / توی شرایط سختی بود  condition – sharāyet شرایط

    گواهینامه کسپر مصادره شده confiscate – mosādereh مصادره

    توضیحات معلم گیج کننده بود confused dizzy – gij گیج

    برای گیر آوردن شغل جدید تبریک گفتم congratulate – tabrik (goftan) تبریک

    جاده ای که به دوتا شهر وصل می‌شه خیلی باریکه connecting – vasi وصل

    بین دو قتل یه ارتباطی وجود داره connection – ertebāt ارتباط

    من در طی [ى] عمل هوشیار نبودم conscious – hushiar هوشیار

    حسابی بارون بارید considerable – hesābi حسابی

    کیک شامل شکر، آرد، و کره هست  consisting of – shāmel شامل

    برای ایجاد کارخونه جدید construction – ijād ایجاد

    پیشنهاد کرد من از تو مشاوره بخوام consultation – moshāvereh مشاوره

    همه اطلاعات تماسم توی کارت تجاریمه contact – tamās تماس

    آسیا بزرگترین قاره جهانهاز continent – qāreh قاره

    افزایش یافت continue – yāftan یافتن

    یه قرارداد جدید برنده شدیم  contract – qarārdād قرارداد

    انتهای بلوک هست  convenience store – khorubārforushi خواروبارفروشی

    convenience store – forushgāheh rāhati فروشگاه راحتی

    تو می‌دونی که میتونی رو من حساب کنی count on – hasāb (kardan) حساب

    من شهامت ندارم بهش بگم courage – shahāmat شهامت

    سایمون خیلی خلاق creative – khālaqeh خلاقه 

    دلار واحد پول خیلی از کشور‌هاست currency – vāhed واحد

    به خاطر لطمه ای که به اعتبارش خورده بود credit – e’tebār اعتبار

    credit card – kārt-e e’tebāri کارت اعتباریم

    به خاطر بحران اقتصادی مقصر می‌دونی؟ crisis – bohrān بحران

    به اجرای موسیقی منتقد critic – montared منتقد

     مقصر افزایش جرایم خشونت بار می‌دونم crime – jarāyem جرایم

    تو به جدیت این جرم آگاهی داری؟ crime, sin – jorm جرم 

    که اون از من انتقاد کرد to criticize – entaqād انتقاد

     داد و فریاد کردن به همدیگه cry – dād داد

    دلار واحد پول خیلی از کشور‌هاست currency – vāhed واحد

    اون با فحش موافق نیست cursing – fohsh فحش

    من دومین مشتری بودم که customer – moshtari مشتری

    تو همش حرف من رو قطع می‌کنی cut off – qat’ (kardan) قطع

    پول بابت خسارت پرداخت کنم damage – khesārat (didan) خسارت

    به خاطر لطمه ای که به اعتبارش خورده بود damage – latmeh لطمه

    برای رویا پردازی تلف می‌کنم daydreaming – ruyāpardāzi رویا پردازی

    غرامت بهش تعلق گرفت debt – ta’alloq gereftan تعلق

    اسم مردی که ماشینش رو قرض گرفتی چیه؟ debt – qarz قرض

    باید یه تصمیمات مهم بگیره، درست مثل یه مدیر decision – tasmin تصمیم

    کاهش فوق العاده ای decrease – kāhesh (kardan) کاهش

    من عمیقا از زندگی در این کشور پشیمانم deep – amiq عمیق

    از خودت دفاع کنی defend – defā’ (kardan) دفاع

    روی باند تاخیر داشت delay – ta’khir (dashtan) تاخیر

    اون انکار کرد که پول‌ها رو دزدیده بوده deny – enkār (kardan) انکار

    اگه تو به پدر و مادرت وابسته ای dependent – vābasteh وابسته

    اخبار خیلی ناراحت کننده بود depressing – nārāhat konandeh ناراحت کننده

    ساختمونی که توی آتیش نابود شده بود destroyed – nabud (shodan) نابود

    کاملاً متفاوت بود ,عقیده‌های متفاوتی داری differing – motafāveti متفاوتی

    من خودم به اندازه کافی مشکلات دارم difficulties – moshkelāt مشکلات

    با خاک یکسان شدن dirt – khāk خاک

    رنجر تنها سوار اسبش شد و توی غروب محو ش disappear – mav محو

    تعطیلات تابستونی ما افتضاح بود disaster – eftazāh افتضاح

    بعداز بحث اقتصادی discussion – bahs بحث

    خونت کاملاً بهم ریختس disorder – beham rikhtesh بهم ریختس

    چرا ایمیل به آدرس اشتباه ارسال شده؟ dispatch – ersāl ارسال

    dispute – da’vā ma’vā دعوامعوا

    لودویگ و ریتا کارشون به جدایی کشید divorce – jodā جدا

    divulge – efshā (kardan) افشا

    به مؤسسه خیریه اهدا کرد  donate – ehdā kardan اهدا کردن

    به من با شک نگاه کرد doubt – shak (bā) شک

    driver’s license – gavāhināmeh-e ranandegi گواهینامه رانندگی

    من از عنکبوت‌ها وحشت دارم dread – vahshat وحشت

    ما بهش می‌گیم ترک تحصیل a drop out – tark-e tahsil ترک تحصیل

    بعداز چند ترم انصراف دا drop out – ensarāf (dādan) انصراف

    ولی این ازدواج زیاد دووم نداشت *duration – davvom دووم

    dust – kordan beh zamin خوردن به زمین

    مشتاقانه منتظرم اون رو ببینم eagerly – moshtāqāneh مشتاقانه

    در برابر اثرات مض effects – asarat اثرات

    من خیلی تحت تأثیر سخنرانی اون قرار گرفتم effect – ta’sir تأثیر

    درباره تأثیرات گرمایش جهانی effects – ta’sirat (pl of ta’sir) تأثیرات

    ما قبض برق رو پرداخت نکردیم electricity bill – qabz-e barq قبض برق

    باعث می‌شن پدر و مادرشون شرمنده ب embarrassed – sharmandeh شرمنده

    داشتن ماشین تو رو قادر می‌سازه که enable – qādar قادر

    رابطه شون در نهایت به نتیجه نرسید end – nehāyat نهایت

    با خاک یکسان شدند equal – yeksān یکسان

    تاحالا از خط استوا گذشتی؟ equator – khad-e ostevā خط استوا

    کیک اساساً شامل شکر، آرد، و کره هست essentially – asāsan اساساً

    ایمیل اصلاً نرسید essentially – aslan اصلاً

    من نتونستم با دیوید ارتباط برقرار کنم  establish – barqarār برقرار

    حتی خود مگدا هم فکر نمی‌کنه even – hata khod-e … ham حتی خودہ  هم

    event – ettefāq (oftadan) اتفاق

    به شواهد مهمی برخوردن evidence – shavāhed شواهد

    بر پایه گواهی دی ان ای evidence – govāhi گواهی

    ولی تبدیل به یه رسوایی بزرگ شد exchange – tabdil تبدیل

    طرز خارق العاده ای یاد بگیریم exceptional – khāreqol’ādehi خارق العاده ای

    فیلم بیخودی طولانی بو exceptionally – bikhudi بیخودی

    انتظار میره به زودی تموم شه expectation – entezār (dashtan / raftan) انتظار

    تعطیلاتمون هزینه زیادی داشت expenses, cost – hazineh هزینه

    مبادا هارد کامپیوترت از بین بره expire – bein raftan بین

    explode – monfajer (shodan) منفجر

    بسیاری از کالاهای ساخته شده صادر می‌شن export – sāder (shodan) صادر

    در انفجار زخمی شده ا / وباعث انفجار پنج ماشین explosion – enfejār انفجار 

    حسابی تلکه شدیم extort – talakeh تلکه

    کاهش فوق العاده ای در میزان جرم extraordinary – fuqol’adehi فوق العاده ای

    یه مبل روبه روی صندلی راحتی بود face to face – ru beh ru روبه رو

    ایتالیا در هنر، آشپزی، تاریخ، و مد معروفه famous – ma’ruf معروف

    از اون در برابر طرفدارای دیوونه محافظت کنه fan – tarafdar طرفدار

    ههمیشه با غریبه‌ها مؤدب و خوب باش foreigner – qaribeh غریبه

    سریع تر شدم fast – sari’ سریع

    اون تقصیرما نبود fault – taqsir تقصیر

    دعوت‌های زیادی برای جشنای عروسی feast – jashn جشن

    یه دعوا توی خیابون بود fight – da’vā (kardan) دعوا

    بالاخره باز شد finally – bel’akhareh بالاخره

    از نظر مالی مستقلی financial – māli مالی

    راننده ای که باعث تصادف شد چهارصد یورو جریمه شد fine – jarimeh جریمه

    اولین شغلم توی آژانس مسافرتی بود first – avvalin اولین

    انگلیسی روون صحبت می‌کرد fluent – ravān روون 

    fly, jump – paridan پریدن

    folding chair – sandaliye tāshu صندلی تاشو

    دزدا به زور وارد خونه شدن force – zur زور

    پلیس یه نیروی ویژه رو ایجاد کرده force, unit – niruنیرو

    foreign policy siāsat-e khārijih سیاست خارجی

    ههمیشه با غریبه‌ها مؤدب و خوب باش foreigner – qaribeh غریبه

    خوشبختانه هیچ کس آسیب ندید fortunately – khosbahtaneh خوشبختانه

    همه ی اسباب اثاثیتو کجا بذاری furniture – pl of asās asāsiyat اثاثیت

    ولی بی فایده بود futile – bih fāyed بی فایده

    که از بخشندگی اون بود generosity – bakhshandegi بخشندگی

    شغل جدید رو به دست بیاره  get – beh dast (avordan) به دست

    to get away with murder – az qatl dar bereh از قتل دربره

    عنکبوت غول پیکر توی فیلم هابیت giant – qul غول

    مبادا هارد کامپیوترت از بین بره god forbid  – mabādā مبادا

    باید نمره‌های خوب بگیرن grade – nomreh

    به فارغ التحصیل های کالج یه چک graduate – fāraqoltahsil فارغ التحصیل

    به عنوان پاداش امضا قرارداد grounds – onvān عنوان

    خیلی سریع رشد کرد growth – roshd رشد

    حدس می‌زنم آره guess – hads (zadan) حدس

    اون همیشه می‌گه مقصر همه چیز منم guilty – moqasser مقصر

    انتظار دارم به صدا عادت کنیم habit – ādat (kardan) عادت

    خوندن دست خط من handwriting – dast-e khat دست خط

    در برابر اثرات مض harmful – mozerr مضر

    ودیم متنفره پرواز کنه hate – motenaffer (kardan) متنفر

    here and there – in var o un var این ور و اونور

    نمی‌دونم. شاید برم پیاده روی hiking – piādeh ravi (raft en) پیاده روی

    من استخدام نشدم hiring – estekhdām استخدام

    مهمون نوازی hospitality – mehmun navāzi  مهمون نوازی مهربون

    دوقلوی همسانن identical – hamsān همسانن

    مشکلات با آدم‌های ناجور ill-matched – nājur ناجور

    تصور کنم تئو موتور سیکلت می‌رونه imagine – tasavvor (kardan) تصور

    immigrant – mohājer (kardan) مهٱجر

    بی عیب و نقص بود impeccable – bi eyb o naqs بی عیب و نقص

    به کس دیگه ای اهمیت نمی‌ده importance – ahammiāt (dādan) اهمیت

    insect – hashareh حشره

    مقصر افزایش جرایم خشونت بار می‌دونم increase – afzāyesh افزایش

    غرامت بهش تعلق گرفت indemnity – qarāmat غرامت

    تو یه آدم مستقلی independent – mostāqel مستقل

    صنعت مهم منطقه جهانگردیه industry – san’at صنعت

    هیدی موقع بازی والیبال زانوش آسیب دید injured – āsib آسیب

    اصرار در خریدن ناهار برای من داشت insistence – esrār dar / beh اصرار در

    کسی که شغلش بازرسی از کارخونه ست inspector – bāzras بازرس

    دوست دارم به جاش برای دانشگاه درخواست بدم instead – beh jāsh به جاش

    کتابی که دنبالش می‌گردی موجود نیست in stock – mojud موجود

    دستورالعمل خیلی پیچیده  instructions – dasturol’amal دستورالعملها  

    به مؤسسه خیریه اهدا کر institution – moasseseh مؤسسه

    قصد دارم ساندویچ بخورم intention – qasd (dashtan) قصد

    نمی‌خواستم ناراحتت کنم، من عمداً اینکارو نکردم intentionally – amdan عمداً

    علاقه ای ندارم  / ورزش مورد علاقم اسکیه interest – alāqeh علاقه

    کار جدیدش تا حدی جالبه interesting – jāleb جالب

    interlocuter – mokhātab مخاطب

    که آرامشش بهم نخوره interrupt – beham nakhorبهم نخور

    بعد از وقفه سخنران ادامه داد interruption – vaqfeh وقفه

    پلیس بررسی جنایت داره دنبال سه مرد می‌گرده investigate – barresi بررسی

    investigationبازجوی

    تو مصاحبه کاری موفق نشد interview – mosāhebe مصاحبه

    من به موقع ترمز رو فشار دادم in time – beh muqe’ به موقع

    چینی‌ها چاپ رو اختراع کردن invent – ekhterāh اختراع

    دعوتنامه نگرفتم ,نه، اون‌ها دعوت نشدن invite – da’vat (kardan) دعوت

    الان خیلی آزار دهنده ست irritating – āzār dehandeh آزار دهنده

    تعدادی از افرادی که برای شغل درخواست دادن job – shoql شغل

    اون درجامیزنه، کلاس یوگا ميره jog – darjā mizaneh درجامیزنه

    ترجیح می‌دم روزنامه نگار باشم journalist – ruznāme-ye negār روزنامه نگار

    درست مثل یه مدیر just like – dosrost mesleh درست مثل

    من همین الان تست کردم مزه خیلی بدی می‌ده just now – hamin elān همین الان

    تو من رو یاد مهربونی‌های مادرم می‌ندازی kind – mehrabun مهربون

    یکی یکی پایین گذاشت knock down – pāyin gozasht پایین گذاشت

    بابت قبول شدنش حقوق تبریک law  – hoquq حقوق

    همان قوانین ترافیکی رو رعایت کنن law, rules – pl of qānun qavānin قوانین

    ولی من می‌خوام برم مدرسه وکالت law school – vekalat مدرسه وکالت

    جولیوس کسی هست که می‌تونی بهش تکیه کنی lean on – tekye تکیه

    وقتی آموزش زبانت شروع به سخت شدن learning – āmuzesh آموزش 

     با حروف بزرگ بنویسی که خوانا باشه legible – khānā خوان

    من تو اوقات فراغتم چیکار کردم leisure – farāqat  فراغت

    جک گذاشت این اتفاق بیفته let them have itگذاشت این اتفاق بیفته

    اون‌ها ما رو به دروغ گفتن متهم کردن lie – duruq (goftan)  دروغ

    جایی زندگی کنم که نور خورشید زیاد باشه light – nur نور

    یه خواروبارفروشی انتهای بلوک هست limit – entehā انتها 

    اون سخنران سخنوریه literary eloquence – sokhanvari سخنوری

    لیلا ادبیات میخونه literature – adabiāt ادبیات

    مارمولک های زیادی در باغ وجود دارد lizard – mārmulāk مارمولک

    فیلم بیخودی طولانی بود lengthy – tulāni طولانی

    در رو قفل کرد lock – qofl قفل

    بلیط بخت آزمایی بخر lottery – bakht āzmāi بخت آزمایی

    به طرز خارق العاده ای، سریع یاد بگیریم manner – tarz طرز

    زنی رو که مسئول بازاریابی بود marketing – bāzāryābi بازاریابی

    بیست ساله که ازدواج کردن marriage – ezdavāj ازدواج

    meaning that – beh in ma’ni معنی

    یعنی تو هنوز برای پول به اون‌ها نیاز داری means  ya’ni یعنی

    تو نمی‌تونی وارد شی مگه اینکه عضو باشی member – ozv عضو

    members – pl of ozv a’zā اعضا 

    متأسفم بابت کثیف کاری mess – kasif kāri کثیف کاری

    من حواسم به همه هماهنگی‌های سفر هست mind – havās حواس

    حداقل مبلغ کارت minimum payment – hadāqel-e moblaq حداقل مبلغ

    moment, period of time – moddat مدت

    اکثر ماشین‌ها چهارتا چرخ دارن most – aksarاکثر

     پلیس به انگیزه‌های مظنون مشکوکه motivation – angizeh انگیزه

    اون اشتباهاً با من برخورد کرد mistakenly – eshtebāhan اشتباهاً

    برای سوتفاهم معذرت misunderstanding – suetafāham سوتفاهم

    پلیس نسبت به قاتل پیش دستی کرد murderer – qātel قاتل

    وقتی که من بچه بودم، قارچ دوست نداشتم mushroom – qārj قارچ

    musical instrument – sāzi (zadan) سازی

    راز چیزیه که قابل توضیح نیست mystery – rāz راز

    necessity – ehtiyāj احتیاج

    من چند روز برای فکر کردن به پیشنهادت نیاز دارم need – niāz نیاز

    news – akhbar اخبار

    گزارش شده که news – gozāresh (shodan, dādan) گزارش  

    information, news – ettelāyāt اطلاعات

    nonsense – čert-o-pert چرت‌وپرت

    توجه میکنی قیمتهای رستوران خیلی بالاست notice – tavajoh توجه

    همه ژاکت‌ها برای اینکه مانع بشه کافی نبودن obstacle – māne’ مانع

    تو فرصت زیادی برای تمرین زبان خارجیت داری؟ occasion – forsat فرصت

    odds and ends – xert-o-pert خرت‌وپرت

    مردم اغلب مشکل دارن often – aqlab اغلب

    زوج پیر توی پارک بودن old couple – zuj-e pirزوج پیر

    old people – sālmandān سامندان

    من توی پرواز صندلی سمت راه رو داشتم on the aisle – samt-e rāh سمت راه

    بعداز عملش حس خیلی بهتری داره operation – amal (ā, sh) عمل

    خیلی از عقیده‌هاش opinion – aqid عقید

    صلح جو کسیه که مخالف جنگه opposed to – mokhālef (beh) مخالف

    در برابر اثرات مض opposite – barābar برابر

    بد سازماندهی شده بود organized – sāzmāndeh سازماندهی

    وگرنه خوابت نمی‌بره otherwise – vagarna وگرنه

    نسبت به قاتل پیش دستی کرد outsmart – pish dasti (kardan) پیش دستی

    تو بهش یه معذرت خواهی بدهکاری owe – bedehkār بدهکار

    صاحبای خونه ها سعی کردن اعتراض کنن owner – sāheb صاحب

    صلح جو کسیه که مخالف جنگه pacifist – solh ju صلح جو

    این قابلمه رو با آب پر کن pan – qāblameh  قابلمه

     آپارتمان فضای پارکینگ اختصاصی نداره particular – ekhtsās اختصاص

    بیوه، زنیه که شوهرش  فوت شده pass away – fowt فوت

    تو باید صبور باشی تا به بچه‌های کوچیک درس بدی patient – sabur صبور

    ما قبض برق رو پرداخت نکردیم pay – pardākht پرداخت

    perception – understanding – dark (kardan) درک

    به اجرای موسیقی منتقد performance – ejrā اجرا

    ترجیح می‌دم خلبان هواپیما باشم pilot – khalabān خلبان

    خجالت آوره که آپارتمان فضای it’s a pity – khejalāt-avor خجالت آو

    تا محل کار رانندگی کنم place – mahel محل

    شرکت نقشه تجاری جدیدی داره plan – naqsheh نقشه

    یه مشکل اشاره کرد point out – eshareh (kardan) اشاره

    ههمیشه با غریبه‌ها مؤدب و خوب باش polite – mo’adab مؤدب

    هیچ احتیاجی به رفتار بی ادبانه نیست politeness – adabāneh ادبانه

    یه نفر کفش به طرف سیاستمدار انداخت politician – siāsatmadār سیاستمدار

    و به فقیران می‌داده poor – faqir فقیر

    طفلک! حتماً حس خیلی بدی داری poor little child – teflak طفلک

    جمعیت لندن الان داره کاهش پیدا می‌کنه population – jam’yyat جمعیت 

    نگرشش نسبت به شغلش خیلی مثبته که positive – mosbat مثبت

    من به شدت واجد شرایط بودم possessing – vājed واجد

    مدیرم به یه مشکل بالقوه potential – belqovveh بالقوه

    من بعدش ازش تعریف کردم praise – ta’rif (kardan) تعریف

    ترجیح میدم رمانم رو بخونم prefer – tarjih (dadan) ترجیح

    اون‌ها ادعا می‌کنن که pretend, claim – ede’ā (kardan)  ادعا

    من وانمود کردم دارم روزنامه می‌خونم pretend – vānemud (kardan)

    احتمالاً ترافیک زیادی تو جاده باشه probably – etemālan احتمالاً

    بیا در مورد مسائل تولید problems – massa’el مسائل

    درحالیکه in process  – dar hal درحال

    نیاز زیادی که به محصولاتش وجود داشت product – masul محصول

    کالاهای ساخته شده در این کارخونه صادر می‌شن products kālā

    بیا در مورد مسائل تولید صحبت production – tolid تولید

    علاوه بر مدرک حرفه ای professional degree – modrak-e herfi مدرک حرفه

    به این معنیه که تو می‌خوای یه پیشرفت progress – pishraft پیشرفت

    ما از ترک کردن ساختمون منع شده بودیم prohibited – man’ (shodan) منع

    به محافظ کنار بزرگراه برخورد کر  protector – mohāfez محافظ

    از پوست محافظت protection  mohāfezat (kardan) محافظت

     صاحبای خونه ها سعی کردن اعتراض کنن protest – e’terāz اعتراض

    بهترین آرزوها برای پدر و مادر جدید افتخار proud – eftakhar افتخار

    نیاز ما به غذا رو تأمین می‌کنن provide – ta’min (kardan) تأمین

    که می‌تونه زندگی رو فراهم کنه provide – farāham (kardan) فراهم

    اون روانشناسی خونده psychology – ravānshenāsi روانشناسی

    خبرهای بدی در مورد مظنون به قتل منتشر شد publish – montasherمنتشر

    pure, simple – mahz محض

    صندوقدار خواروبار تو رو توی کیسه purchases – kharubārخواروبار

    به ندرت روزنامه می‌خونه rarely – beh nodrat ندرت

    بیشتر پیشنهاداتی که توی جلسه داده شد منطقی rational – manteqi منطقی

    اشعه ماورا بنفش rays – ashe’e اشعه

    من از عکس العمل اون به پیشنهاد reaction – aksal’amal عکس العمل

    تا بتونیم در دنیای واقعی رقابت کنیم real – vāq’i واقعی

    به دلیل گیاهخوار بودن reason, motive – dalil دلیلی

    واسه همین مجبور شدم for that very reason – vāseh hamin واسه همین

    دعوت‌های زیادی برای جشنای عروسی دریافت کردم receive – daryāft دریافت

    recently – (be) tāzegi تازگی

    شناسایی دزد سخت بود recognition – shenāsāi شناسای

    من اقامت توی اون هتل رو توصیه نمی‌کنم recommend – tusiheh توصیه

    که قابل بازیافتن recycle – bāzyoftan بازیافتن

    برای هر شغلی که درخواست داده بود رد شد refused radd رد

    که مربوط به شرکت نفت هست رسوایی شرکت نفته regarding – marbut مربوط

    صنعت مهم منطقه جهانگردیه  region – mantaqeh منطقه

    باید دوچرخه ات رو ثبت کن register – sabt (kardan) ثبت

    من عمیقا از زندگی در این کشور پشیمانم regretful – (az …) pashimān پشیمان

    رابطه لودویگ و ریتا مشکل داره relationship – rābeteh رابطه

    درحالیکه بعضی هاشون نسبت به اون‌ه relative to – nesbat-beh نسبت به

    با وجوداینکه حقوقش تقریباً کم بود relatively – taqriban تقریباً

    من جلسه رو بهش یادآوری می‌کنم reminder – yādāvori یادآوری

    ماشین لباسشویی دیروز بعدازظهر تعمیر شد repair – ta’mir تعمیر

    تقاضای استعفا دادم request – taqāzā تقاضا

    توی یه هتل ساحلی اقامت داریم  residence – eqāmat (dashtan) اقامت

    تقاضای استعفا دادم resign – esta’fā استعفا

    همان قوانین ترافیکی رو رعایت کنن  respect – re’āyat رعایت

    کی برای قتل مسئول بود responsible – mos’ul مسئول

    توی شغلش مسئولیت زیادی داره responsibility – mos’uliyat مسئولیت

    رابطه شون در نهایت به نتیجه نرسید result – (beh) natijeh نتیجه

    نیراج نمی‌خواد بازنشسته شه retired – bāz neshashteh بازنشسته

    فرهنگ غنی داره rich – qani (pl aqniā) غنی

    نارگیلو به طرف صخره پرتاب کردم rock – sakhreh صخره

    می‌تونی ده کیلومتر بدویی؟ run – davidan (bodui)  دویدن

    اونها به شواهد مهمی برخوردن run across – bar khordan برخوردن

    این کاغذ‌ها رو یه جای امن نگه دار safe – amn امن

    این کاغذ‌ها رو یه جای امن نگه دار safe place – jā-ye amn جای امن

    فایلات رو هم ذخیره کن / هدف اون ذخیره پوله save – zakhireh ذخیره

    رسوایی که مربوط به شرکت نفت هست scandal – rosvāyi رسوای

    سرویس دهی افتضاح بود scandalous – eftezah افتضاح

    این صحنه واقعاً جمعیت رو جمع کرد scene – sahneh صحنه

    من زمان بندی رو کپی کردم schedule – zamunbandi زمان بندی

    نقشه باید محرمانه باشه secret – mahramāneh محرمانه

    تو به جدیت این جرم seriousness – jediyat جدیت

    تهویه هوا تو خونشون نصب کرده setting up – nasb (kardan) نصب

    احساس شرمساری می‌کنن shame – sharmsāri شرمساری

    صورتش رو شست، اصلاح کرد shave (perfect) – eslāh اصلاح

    پلیس به صورت تصادفی شلیک کرد shoot – shalik (kardan) شلیک

    ناگهان حس کرد یه نفر زد به شونش shoulder – shāneh  شونہ

    خیلی بلند فریاد زد shout – fariād فریاد

    کسی می‌تونه به من نشون بده show – neshun (dādan) نشون

    عنوان پاداش امضا signature – emzā امضا

    درباره وضعیت نگران بود situation – vaz’yat وضعیت

    از اتوبوس پیاده می‌شد لیز خورد slip – liz (khordan) لیز

    یه تایپیست خیلی کند slow – kond کند

    دست و پنجه نرم کن smooth – narm نرم

    پس به زودی مدیر جدید میاد soon – beh zudi به زودی

    داستانهایی که پایان غم انگیز دارن sorrowful – qamingiz غم انگیز

    متاسفم که این رو می‌شنوم sorry – motā’asef متأسف

    میتسوکو هیچ گونه گوشتی نمی‌خوره sort – guneh گونه

    خجالت آوره که آپارتمان فضای space – fazā فضا

    پلیس یه نیروی ویژه رو ایجاد کرده special – vizhh ویژه

    کریم یه وکیله که متخصص قانون شرکته  specialist – motakhasses متخصص

    این ویژگی اونه که همه رو منتظر نگه داره specialty – vizhegi ویژگی

    سعی می‌کنه مشخص کن specify – moshakhas مشخص

    قطار با سرعت دویست بر ساعت داشت حرکت می‌کرد speed – sor’at رعت

    کسی شک نکرد که کارمند یه جاسوسه spy – jāsus جاسوس

    در بیشتر نقاط آمریکا State (US) – naqāt نقاط

    من نمی‌رم مگه اینکه بارون بند بیاد stop – band (amadan) بند

    نمی‌تونن جلوش رو بگیرن stop – jalush-ru gereftan جلوش رو بگیرن

    می‌دونستم اون عجیب بود چون همه هشدار داده بودن strange – ajib عجیب

    stressful – por esteres پر استرس

     من باید امشب مطالعه کنم study – motāle’eh مطالعه

    اعتصاب سه هفته پیش شروع شد strike – e’tesāb اعتصاب

    که از بیماری قلبی رنج می‌برن suffer – (az …)  ranj (bordan) رنج

    suggestion – pishnahād پیشنهاد

    موفّق successful – movaffaq

    مقصر اینکه اخیراً خودکشی زیاد شده suicide – khodkoshi خودکشی

    جولیوس کسی هست که می‌تونی بهش تکیه کنی support – takyeh تکیه

    surprised – mota’ajjeb (shodan) متعجب

    و تسلیم نشو  surrender – taslim تسلیم

    به سمت مظنون نشونه گرفتن suspect – maznun مظنون

    ایجاد کارخونه جدید معلق شده suspended – moallaq معلق

    پلیس به انگیزه‌های مظنون مشکوکه مشکوک  suspicious – mashkuk مشکوک

    اون از استخر اومد بیرون swimming pool – estaqr استخر

     هشت سیاره توی منظومه شمسی system (poem) – manzumeh منظومه 

    گفتم که آروم باشه و آسون بگیره take it easy – āsun begir آسون بگیر

    کلید‌ها رو از کیفش برداشت take out – bardāshtan رداشتن

    به سمت مظنون نشونه گرفتن target – neshuneh نشونه

    فکر می‌کنی پولدار‌ها باید مالیات بیشتری بدن؟ taxes – māliyāt مالیات

    بنابراین نیازی نیست برای چیزی نگران باشی therefore – banābarin بنابراین

    نارگیلو به طرف صخره پرتاب کردم throwing – partāb (kardan) پرتاب

    اوقات سختی ,من تو اوقات فراغتم چیکار کردم times – aoqāt (pl of vaqt) اوقات

    بسیاری از کشور‌ها تحمل خارجیا رو ندارن tolerance – tahammol تحمل

    چرخه و ماشین وسایل حمل و نقل transportation – hamlo naql  حمل و نقل

    من در طی [ى] عمل هوشیار نبودم throughout – dar teyi در طی

    برای تحقیقات در مورد قتل‌ها ایجاد کرده truth-seeking – tahqiqāt تحقیقات

    تلاش می‌کرد ماشینش رو بفروشه try – tālesh (kardan) تلاش

    تو باید سعی کنی و تمرکز کنی  try – sa’y  (kardan) سعی

    تو ژاکت جدیدت رو پرو کردی و خوشت نیومد try on – poru پرو

    ماشینم زیاد قابل اعتماد نیست trust – e’temād اعتماد

    دوقلوی همسانن twins – duqolu دوقلو

    ماورا بنفش ultraviolet – māvarā-ye bānsh ماورا

    من خیلی تحت تأثیر سخنرانی اون قرار گرفتم under – taht-e تحت

    کار خیلی ناعادلانه ای بود unfair – nā’ādelāneh ناعادلانه

    تو نمی‌تونی وارد شی مگه اینکه عضو باشی unless – mageh inkeh مگه اینکه

    در حل مشکل ناموفق بود unsuccessful – nāmovaffeq ناموفق

    مردم قبلاً پیجرولی الان کاملاً بی مصرفه usage – masraf مصرف

    چقدر زمان برای تمرین انگلیسی صرف می‌کنی؟ use – sarf (kardan) صرف

    پس نگران بودنت بی فایدست  useful – fāyed فاید

    جک معمولاً تا سرکار رانندگی نمی‌کنه usually – ma’mulan این قربانی رو بر

    گیاهخوار کسیه که گوشت نمی‌خوره vegetarian – giāhkhār گیاه خوار

     نمی‌گردون victim – qorbān قربان معمولاً

    منظره رو به باغ داره a view onto – manzareh-e ru beh منظره رو به

    یک مرد به شدت ناراحت شد violence – sheddat شدت

    اون پرسید آیا من مایلم برم مسافرت want – māyel مایل

    دانشمندان به هشدار به ما warning – hoshdār (beh) هشدار

    اگه زباله‌هایی داری waste – zobāleh زباله

    من زمان زیادی رو برای رویا پردازی تلف می‌کنم waste – talaf (kardan) تلف

    اون‌ها هم به من دست تکون دادن wave – (dast) takun (dādan)  تکون

    پول از ثروتمندان می‌گرفته wealthy – servatmand ثروتمند

    اسلحه‌هاشون رو به سمت مظنون نشونه گرفتن weapons – aslaheh اسلحه

    رفتن عروسی wedding – arusi عروسی

    خیلی وزن زیاد کرده weight– vasn وزن

    weight lifting – vazneh bardāri وزنه برداری

    دیوانه سنگی در چاه می‌اندازد well – chāh چاه

    ما درگوشی با هم حرف زدیم تا whisper – daregushi درگوشی  

     whisper – pech pech پچ پچ

    ماجراجوییم به دور دنیا wide world – dur-e donyā دور دنیا

    بیوه، زنیه که شوهرش فوت شده widow – biveh بیوه

    یه قرارداد جدید برنده شدیم winner – barandeh (shodan) برنده

    چهل عاقل نمی‌توانند در بیاورند wise – ‘āqel عاقل

    می‌تونم واسه چمدونات کمکت کنم؟ with – vāseh واسه

    اون می‌تونه خیلی سرگرم کننده باشه witty – sargarm-konandeh سرگرم کننده

    نیازی نیست برای چیزی نگران باشی worry – negarān

    که قابل بازیافتن worthy – qābel قابل

    موقع اصلاح خودت رو زخمی کردی wound – zakhmi زخمی