Perry Anderson on Europe
https://www.lrb.co.uk/the-paper/v42/n24/perry-anderson/the-european-coup
https://www.lrb.co.uk/the-paper/v43/n01/perry-anderson/ever-closer-union
https://www.lrb.co.uk/the-paper/v43/n02/perry-anderson/the-breakaway

Carnet intime
A lexical tool devised by G Lang to go with Glossika Persian through Level B (2. 10 Aug. 2018):
*
ما از ترک کردن ساختمون منع شده بودیم abandon – tark (kardan) ترک
همسایه ما به تازگی تهویه هوا نصب کرده A/C – tahvie-ye havā تهویه هوا
در خصوص برنامه جدید بازاریابی about – (dar) khosus خصوص
بابت قبول شدنش توی دانشگاه about – bābat بابت
accept – paziroftan پذیرفتن
پذیرش مخاطبانم به سخنرانیم acceptance – paziresh (qalbuli) پذیرش
پلیس به صورت تصادفی شلیک کرد accident – tasādof تصادف
برای این موقعیت انجام بدی accomplish – enjām انجام
به اشتباه به قتل متهم شده accused – motaham متهz
حقوقم اضافه شده addition – ezāfeh اضافه
اعتراف كردن که پولها رو دزدیدن admit – e’terāf (kardan)
اعترافمزایای زیادی توی تنها زندگی کردن هست advantage – mazāyā
مزایاآغاز ماجراجوییم به دور دنیا adventure – mājorāju ماجراجو
من یه کم نصیحت لازم دارم advice – nasihat نصیحت
ایروبیک کار میکنه aerobics – ayerobik ایروبیک
affection – mohebbat محبت
کرم ضد آفتاب against – zedd ضد
مأمور گمرک/ همسایه من مأمور اف بی آیه agent – ma’mur مأمور
خیلی از عقیدههاش موافق نیستم agreed – movāfeq موافق
کل ساختمون نابود شد all – kohl کل
all in all – dar kol در کل
اگرچه حال خوبی نداشت، رفت سرکار although – agarcheh اگرچه
although – bā vojud inkeh با وجود اینکه
به ارتفاع ده هزار متر پرواز میکنیم altitude – ertefa’ ارتفاع
میزان جرم amount – mizān میزان
دکترها به من بیهوشی داده بودن anesthetic – bihushi بیهوشی
حتی بیشتر عصبانی شد angry – asabāni عصبانی
به خاطر نگفتن حقیقت معذرت خواهی کنی apology – ma’zerat معذرت
که برای شغل درخواست دادن apply – dar-khast dādan درخواست دادن
پر از اشتباهات واضح بود apparent – vāzeh واضح
ظاهراً گربش توی آتیش مرده بود apparently – zāherān ظاهراً
یه وقتی باهات تماس میگیرم appointment – tamās (gereftan) تماس
من واقعاً قدردانی میکنم appreciate – qadredāni (kardan) قدردانی
هیچ کدوم ازاونها مناسب نبودن appropriate – monāseb مناسب
پدر و مادرش کاری که اون کرده رو تأیید نمیکنن approve – ta’yid تأیید
با یکی ازهمسایههاش جرو بحث داشت argument – joru bahs جرو بحث
مقاله ای که من برای کلاس نوشتم article – maqāleh مقاله
انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده as if – ingār que انگار که
چیزها برای بیکارها چندان آسون نیس as much as – chandān چندان
به محض اینکه امکانش باشه بره دکتر. as soon as – (beh) mahz-inkeh محض
بعداز دوسال دستیار مدیر شد assistant – dastiār دستیار
چندرا نه سال پیش به شرکت ملحق شد associate – molhoq ملحق
من واقعاً متحیر بودم astonished – motahayer متحیر
نگرشش نسبت به شغلش خیلی مثبته attitude – negaresh نگرش
کار جدیدش تا حد زیادی جذاب بود attractive – jazzāb جذاب
مخاطبا به اجرای موسیقی منتقد بودن audience – mokhātābā مخاطبا
مقامات هنوز درباره علت انفجار گیج هستن authorities – moqāmāt مقامات
aware – (be …) agāhi (dashtan) آگاهی
من شنیدم یه نفر نیمه شب در رو کوبید bash – kubidan کوبیدن
بر پایه گواهی دی ان ای basis, on the – bar payeh بر پایه
از امروز تا فردا عقب بندازیم behind – aqab عقب
پلیس اعتقاد داره بین دو قتل یه ارتباطی وجود داره believe – e’teqād اعتقاد
برای گیر آوردن شغل جدید benefits – gir (amadan/avordan) گیر
علاوه بر مدرک حرفه ای besides – alāveh bar علاوه بر
bien-aimée – mahbub محبوب
دوشنبه آینده تولد قاسمه birthday – tavalod تولد
مایلم یه مقدار اطلاعات درباره هتل بگیرم a bit – maqdār مقدار
من تلویزیون رو مقصر افزایش جرایم blame – bar dānestan بار دانستن
خواهرت رو سرزنش نکن blame – sarzanesh (kardan) سرزنش
میخوام با قایق سفر کنم boat – qāyeq قایق
عنوان پاداش امضا bonus – pādāsh پاداش
مردمی که مزاحمش بشن bother – mozāhem مزاحم
brawl – dādobidād دادوبئداد
لودویگ و ریتا بهم زدن break up – beham zadan بهم زدن
این قربانی رو بر نمیگردون bring back – bar gardāndan بر گرداندوندن
اون تصادفاً با من برخورد کرد bump into – bar khordan bā برخورد
burden – bār بار
با فشار دکمه سبز امتحان کن button – dokmeh دکمه
قبرستون جایی هست که مردم دفن میشن bury – dafn دفن
شرکت نقشه تجاری جدیدی داره business person – tājer تجا
داشتن ماشین تو رو قادر میسازه که capable of – qādar (-e / beh)
پدر الگا سرمایه گذار نفت هست capital sarmāyeh (gozashtan) سرمایه
capitalism سرمایه گرایی
capitalist سرمایه داری
capitalist regime رژیم سرمایه داری
از پدر و مادر پیرشون مراقبت میکنن care for – morāqebat مراقبت
برای اون مورد قتل چه اتفاقی افتاد؟ case – mored مورد
پول نقد کافی نیاوردم cash – naqd نقد
صندوقدار خواروبار تو رو توی کیسه cashier – sanduqdar صندوقدار
راننده ای که باعث تصادف شد cause – bā’es (shodan) باعث درباره علت انفجار cause – ellat علت
قبرستون جایی هست که مردم دفن میشن cemetery – qabrestān قبرستون
من کاملاً مطمئنم که certain – motma’en مطمئن
چطور کارتریج پرینتر رو عوض کنم change – avaz عوض
با حروف بزرگ بنویسی character – haruf حروف
تلفنم نیاز داره شارژ بشه charge – shārj شارژ
به مؤسسه خیریه اهدا کرد charity – kheriyyeh خیریه
دانش آموزان مظنون به تقلب در امتحان cheating – taqallob تقلب
توی موقعیت خطرناک بودن circumstances – moqe’iyyat موقعیت
دست و پنجه نرم کن claw, paw – panjeh پنجه
نارگیلو به طرف صخره پرتاب کردم coconut – nārgil نارگیل
خیلی راحت این دور و بر بری coming and going – duro-bar دور و بر
commerce – dādosetad دادوستدfˇ
commission – khārej az comisiun خارج از کمیسیون
در دنیای واقعی رقابت کنیم compete – reqābat رقابت
تو مسابقه ی تنیس تبریک گفتم competition – mosābaqeh مسابقه
از درد شکمش شکایت می کرد complain – shekāyat (kardan) شکایت
من کلاً فراموشش کرده بودم completely – kolān کلاً
من کاملاً مطمئنم که تو میتونی completely – kāmelan کاملاً
تکمیلش تا سه ماه آینده زمان میبره completion – takmil تکمیل
موقعیت خیلی پیچیدست complicated – pichideh پیچیده
دانشجوها بیست درصد از جمعیت رو تشکیل composed – tashkil تشکیل
من دارم سعی میکنم تمرکز کنم concentrate – tamarkoz (kardan) تمرکز
سعی کردن لاپوشونی کنن conceal – lāpushuni لاپوشونی
شرایط لازم رو داشتن / توی شرایط سختی بود condition – sharāyet شرایط
گواهینامه کسپر مصادره شده confiscate – mosādereh مصادره
توضیحات معلم گیج کننده بود confused dizzy – gij گیج
برای گیر آوردن شغل جدید تبریک گفتم congratulate – tabrik (goftan) تبریک
جاده ای که به دوتا شهر وصل میشه خیلی باریکه connecting – vasi وصل
بین دو قتل یه ارتباطی وجود داره connection – ertebāt ارتباط
من در طی [ى] عمل هوشیار نبودم conscious – hushiar هوشیار
حسابی بارون بارید considerable – hesābi حسابی
کیک شامل شکر، آرد، و کره هست consisting of – shāmel شامل
برای ایجاد کارخونه جدید construction – ijād ایجاد
پیشنهاد کرد من از تو مشاوره بخوام consultation – moshāvereh مشاوره
همه اطلاعات تماسم توی کارت تجاریمه contact – tamās تماس
آسیا بزرگترین قاره جهانهاز continent – qāreh قاره
افزایش یافت continue – yāftan یافتن
یه قرارداد جدید برنده شدیم contract – qarārdād قرارداد
انتهای بلوک هست convenience store – khorubārforushi خواروبارفروشی
convenience store – forushgāheh rāhati فروشگاه راحتی
تو میدونی که میتونی رو من حساب کنی count on – hasāb (kardan) حساب
من شهامت ندارم بهش بگم courage – shahāmat شهامت
سایمون خیلی خلاق creative – khālaqeh خلاقه
دلار واحد پول خیلی از کشورهاست currency – vāhed واحد
به خاطر لطمه ای که به اعتبارش خورده بود credit – e’tebār اعتبار
credit card – kārt-e e’tebāri کارت اعتباریم
به خاطر بحران اقتصادی مقصر میدونی؟ crisis – bohrān بحران
به اجرای موسیقی منتقد critic – montared منتقد
مقصر افزایش جرایم خشونت بار میدونم crime – jarāyem جرایم
تو به جدیت این جرم آگاهی داری؟ crime, sin – jorm جرم
که اون از من انتقاد کرد to criticize – entaqād انتقاد
داد و فریاد کردن به همدیگه cry – dād داد
دلار واحد پول خیلی از کشورهاست currency – vāhed واحد
اون با فحش موافق نیست cursing – fohsh فحش
من دومین مشتری بودم که customer – moshtari مشتری
تو همش حرف من رو قطع میکنی cut off – qat’ (kardan) قطع
پول بابت خسارت پرداخت کنم damage – khesārat (didan) خسارت
به خاطر لطمه ای که به اعتبارش خورده بود damage – latmeh لطمه
برای رویا پردازی تلف میکنم daydreaming – ruyāpardāzi رویا پردازی
غرامت بهش تعلق گرفت debt – ta’alloq gereftan تعلق
اسم مردی که ماشینش رو قرض گرفتی چیه؟ debt – qarz قرض
باید یه تصمیمات مهم بگیره، درست مثل یه مدیر decision – tasmin تصمیم
کاهش فوق العاده ای decrease – kāhesh (kardan) کاهش
من عمیقا از زندگی در این کشور پشیمانم deep – amiq عمیق
از خودت دفاع کنی defend – defā’ (kardan) دفاع
روی باند تاخیر داشت delay – ta’khir (dashtan) تاخیر
اون انکار کرد که پولها رو دزدیده بوده deny – enkār (kardan) انکار
اگه تو به پدر و مادرت وابسته ای dependent – vābasteh وابسته
اخبار خیلی ناراحت کننده بود depressing – nārāhat konandeh ناراحت کننده
ساختمونی که توی آتیش نابود شده بود destroyed – nabud (shodan) نابود
کاملاً متفاوت بود ,عقیدههای متفاوتی داری differing – motafāveti متفاوتی
من خودم به اندازه کافی مشکلات دارم difficulties – moshkelāt مشکلات
با خاک یکسان شدن dirt – khāk خاک
رنجر تنها سوار اسبش شد و توی غروب محو ش disappear – mav محو
تعطیلات تابستونی ما افتضاح بود disaster – eftazāh افتضاح
بعداز بحث اقتصادی discussion – bahs بحث
خونت کاملاً بهم ریختس disorder – beham rikhtesh بهم ریختس
چرا ایمیل به آدرس اشتباه ارسال شده؟ dispatch – ersāl ارسال
dispute – da’vā ma’vā دعوامعوا
لودویگ و ریتا کارشون به جدایی کشید divorce – jodā جدا
divulge – efshā (kardan) افشا
به مؤسسه خیریه اهدا کرد donate – ehdā kardan اهدا کردن
به من با شک نگاه کرد doubt – shak (bā) شک
driver’s license – gavāhināmeh-e ranandegi گواهینامه رانندگی
من از عنکبوتها وحشت دارم dread – vahshat وحشت
ما بهش میگیم ترک تحصیل a drop out – tark-e tahsil ترک تحصیل
بعداز چند ترم انصراف دا drop out – ensarāf (dādan) انصراف
ولی این ازدواج زیاد دووم نداشت *duration – davvom دووم
dust – kordan beh zamin خوردن به زمین
مشتاقانه منتظرم اون رو ببینم eagerly – moshtāqāneh مشتاقانه
در برابر اثرات مض effects – asarat اثرات
من خیلی تحت تأثیر سخنرانی اون قرار گرفتم effect – ta’sir تأثیر
درباره تأثیرات گرمایش جهانی effects – ta’sirat (pl of ta’sir) تأثیرات
ما قبض برق رو پرداخت نکردیم electricity bill – qabz-e barq قبض برق
باعث میشن پدر و مادرشون شرمنده ب embarrassed – sharmandeh شرمنده
داشتن ماشین تو رو قادر میسازه که enable – qādar قادر
رابطه شون در نهایت به نتیجه نرسید end – nehāyat نهایت
با خاک یکسان شدند equal – yeksān یکسان
تاحالا از خط استوا گذشتی؟ equator – khad-e ostevā خط استوا
کیک اساساً شامل شکر، آرد، و کره هست essentially – asāsan اساساً
ایمیل اصلاً نرسید essentially – aslan اصلاً
من نتونستم با دیوید ارتباط برقرار کنم establish – barqarār برقرار
حتی خود مگدا هم فکر نمیکنه even – hata khod-e … ham حتی خودہ … هم
event – ettefāq (oftadan) اتفاق
به شواهد مهمی برخوردن evidence – shavāhed شواهد
بر پایه گواهی دی ان ای evidence – govāhi گواهی
ولی تبدیل به یه رسوایی بزرگ شد exchange – tabdil تبدیل
طرز خارق العاده ای یاد بگیریم exceptional – khāreqol’ādehi خارق العاده ای
فیلم بیخودی طولانی بو exceptionally – bikhudi بیخودی
انتظار میره به زودی تموم شه expectation – entezār (dashtan / raftan) انتظار
تعطیلاتمون هزینه زیادی داشت expenses, cost – hazineh هزینه
مبادا هارد کامپیوترت از بین بره expire – bein raftan بین
explode – monfajer (shodan) منفجر
بسیاری از کالاهای ساخته شده صادر میشن export – sāder (shodan) صادر
در انفجار زخمی شده ا / وباعث انفجار پنج ماشین explosion – enfejār انفجار
حسابی تلکه شدیم extort – talakeh تلکه
کاهش فوق العاده ای در میزان جرم extraordinary – fuqol’adehi فوق العاده ای
یه مبل روبه روی صندلی راحتی بود face to face – ru beh ru روبه رو
ایتالیا در هنر، آشپزی، تاریخ، و مد معروفه famous – ma’ruf معروف
از اون در برابر طرفدارای دیوونه محافظت کنه fan – tarafdar طرفدار
ههمیشه با غریبهها مؤدب و خوب باش foreigner – qaribeh غریبه
سریع تر شدم fast – sari’ سریع
اون تقصیرما نبود fault – taqsir تقصیر
دعوتهای زیادی برای جشنای عروسی feast – jashn جشن
یه دعوا توی خیابون بود fight – da’vā (kardan) دعوا
بالاخره باز شد finally – bel’akhareh بالاخره
از نظر مالی مستقلی financial – māli مالی
راننده ای که باعث تصادف شد چهارصد یورو جریمه شد fine – jarimeh جریمه
اولین شغلم توی آژانس مسافرتی بود first – avvalin اولین
انگلیسی روون صحبت میکرد fluent – ravān روون
fly, jump – paridan پریدن
folding chair – sandaliye tāshu صندلی تاشو
دزدا به زور وارد خونه شدن force – zur زور
پلیس یه نیروی ویژه رو ایجاد کرده force, unit – niruنیرو
foreign policy – siāsat-e khārijih سیاست خارجی
ههمیشه با غریبهها مؤدب و خوب باش foreigner – qaribeh غریبه
خوشبختانه هیچ کس آسیب ندید fortunately – khosbahtaneh خوشبختانه
همه ی اسباب اثاثیتو کجا بذاری furniture – pl of asās asāsiyat اثاثیت
ولی بی فایده بود futile – bih fāyed بی فایده
که از بخشندگی اون بود generosity – bakhshandegi بخشندگی
شغل جدید رو به دست بیاره get – beh dast (avordan) به دست
to get away with murder – az qatl dar bereh از قتل دربره
عنکبوت غول پیکر توی فیلم هابیت giant – qul غول
مبادا هارد کامپیوترت از بین بره god forbid – mabādā مبادا
باید نمرههای خوب بگیرن grade – nomreh
به فارغ التحصیل های کالج یه چک graduate – fāraqoltahsil فارغ التحصیل
به عنوان پاداش امضا قرارداد grounds – onvān عنوان
خیلی سریع رشد کرد growth – roshd رشد
حدس میزنم آره guess – hads (zadan) حدس
اون همیشه میگه مقصر همه چیز منم guilty – moqasser مقصر
انتظار دارم به صدا عادت کنیم habit – ādat (kardan) عادت
خوندن دست خط من handwriting – dast-e khat دست خط
در برابر اثرات مض harmful – mozerr مضر
ودیم متنفره پرواز کنه hate – motenaffer (kardan) متنفر
here and there – in var o un var این ور و اونور
نمیدونم. شاید برم پیاده روی hiking – piādeh ravi (raft en) پیاده روی
من استخدام نشدم hiring – estekhdām استخدام
مهمون نوازی hospitality – mehmun navāzi مهمون نوازی مهربون
دوقلوی همسانن identical – hamsān همسانن
مشکلات با آدمهای ناجور ill-matched – nājur ناجور
تصور کنم تئو موتور سیکلت میرونه imagine – tasavvor (kardan) تصور
immigrant – mohājer (kardan) مهٱجر
بی عیب و نقص بود impeccable – bi eyb o naqs بی عیب و نقص
به کس دیگه ای اهمیت نمیده importance – ahammiāt (dādan) اهمیت
insect – hashareh حشره
مقصر افزایش جرایم خشونت بار میدونم increase – afzāyesh افزایش
غرامت بهش تعلق گرفت indemnity – qarāmat غرامت
تو یه آدم مستقلی independent – mostāqel مستقل
صنعت مهم منطقه جهانگردیه industry – san’at صنعت
هیدی موقع بازی والیبال زانوش آسیب دید injured – āsib آسیب
اصرار در خریدن ناهار برای من داشت insistence – esrār dar / beh اصرار در
کسی که شغلش بازرسی از کارخونه ست inspector – bāzras بازرس
دوست دارم به جاش برای دانشگاه درخواست بدم instead – beh jāsh به جاش
کتابی که دنبالش میگردی موجود نیست in stock – mojud موجود
دستورالعمل خیلی پیچیده instructions – dasturol’amal دستورالعملها
به مؤسسه خیریه اهدا کر institution – moasseseh مؤسسه
قصد دارم ساندویچ بخورم intention – qasd (dashtan) قصد
نمیخواستم ناراحتت کنم، من عمداً اینکارو نکردم intentionally – amdan عمداً
علاقه ای ندارم / ورزش مورد علاقم اسکیه interest – alāqeh علاقه
کار جدیدش تا حدی جالبه interesting – jāleb جالب
interlocuter – mokhātab مخاطب
که آرامشش بهم نخوره interrupt – beham nakhorبهم نخور
بعد از وقفه سخنران ادامه داد interruption – vaqfeh وقفه
پلیس بررسی جنایت داره دنبال سه مرد میگرده investigate – barresi بررسی
investigation – بازجوی
تو مصاحبه کاری موفق نشد interview – mosāhebe مصاحبه
من به موقع ترمز رو فشار دادم in time – beh muqe’ به موقع
چینیها چاپ رو اختراع کردن invent – ekhterāh اختراع
دعوتنامه نگرفتم ,نه، اونها دعوت نشدن invite – da’vat (kardan) دعوت
الان خیلی آزار دهنده ست irritating – āzār dehandeh آزار دهنده
تعدادی از افرادی که برای شغل درخواست دادن job – shoql شغل
اون درجامیزنه، کلاس یوگا ميره jog – darjā mizaneh درجامیزنه
ترجیح میدم روزنامه نگار باشم journalist – ruznāme-ye negār روزنامه نگار
درست مثل یه مدیر just like – dosrost mesleh درست مثل
من همین الان تست کردم مزه خیلی بدی میده just now – hamin elān همین الان
تو من رو یاد مهربونیهای مادرم میندازی kind – mehrabun مهربون
یکی یکی پایین گذاشت knock down – pāyin gozasht پایین گذاشت
بابت قبول شدنش حقوق تبریک law – hoquq حقوق
همان قوانین ترافیکی رو رعایت کنن law, rules – pl of qānun qavānin قوانین
ولی من میخوام برم مدرسه وکالت law school – vekalat مدرسه وکالت
جولیوس کسی هست که میتونی بهش تکیه کنی lean on – tekye تکیه
وقتی آموزش زبانت شروع به سخت شدن learning – āmuzesh آموزش
با حروف بزرگ بنویسی که خوانا باشه legible – khānā خوان
من تو اوقات فراغتم چیکار کردم leisure – farāqat فراغت
جک گذاشت این اتفاق بیفته let them have it – گذاشت این اتفاق بیفته
اونها ما رو به دروغ گفتن متهم کردن lie – duruq (goftan) دروغ
جایی زندگی کنم که نور خورشید زیاد باشه light – nur نور
یه خواروبارفروشی انتهای بلوک هست limit – entehā انتها
اون سخنران سخنوریه literary eloquence – sokhanvari سخنوری
لیلا ادبیات میخونه literature – adabiāt ادبیات
مارمولک های زیادی در باغ وجود دارد lizard – mārmulāk مارمولک
فیلم بیخودی طولانی بود lengthy – tulāni طولانی
در رو قفل کرد lock – qofl قفل
بلیط بخت آزمایی بخر lottery – bakht āzmāi بخت آزمایی
به طرز خارق العاده ای، سریع یاد بگیریم manner – tarz طرز
زنی رو که مسئول بازاریابی بود marketing – bāzāryābi بازاریابی
بیست ساله که ازدواج کردن marriage – ezdavāj ازدواج
meaning that – beh in ma’ni معنی
یعنی تو هنوز برای پول به اونها نیاز داری means – ya’ni یعنی
تو نمیتونی وارد شی مگه اینکه عضو باشی member – ozv عضو
members – pl of ozv a’zā اعضا
متأسفم بابت کثیف کاری mess – kasif kāri کثیف کاری
من حواسم به همه هماهنگیهای سفر هست mind – havās حواس
حداقل مبلغ کارت minimum payment – hadāqel-e moblaq حداقل مبلغ
moment, period of time – moddat مدت
اکثر ماشینها چهارتا چرخ دارن most – aksarاکثر
پلیس به انگیزههای مظنون مشکوکه motivation – angizeh انگیزه
اون اشتباهاً با من برخورد کرد mistakenly – eshtebāhan اشتباهاً
برای سوتفاهم معذرت misunderstanding – suetafāham سوتفاهم
پلیس نسبت به قاتل پیش دستی کرد murderer – qātel قاتل
وقتی که من بچه بودم، قارچ دوست نداشتم mushroom – qārj قارچ
musical instrument – sāzi (zadan) سازی
راز چیزیه که قابل توضیح نیست mystery – rāz راز
necessity – ehtiyāj احتیاج
من چند روز برای فکر کردن به پیشنهادت نیاز دارم need – niāz نیاز
news – akhbar اخبار
گزارش شده که news – gozāresh (shodan, dādan) گزارش
information, news – ettelāyāt اطلاعات
nonsense – čert-o-pert چرتوپرت
توجه میکنی قیمتهای رستوران خیلی بالاست notice – tavajoh توجه
همه ژاکتها برای اینکه مانع بشه کافی نبودن obstacle – māne’ مانع
تو فرصت زیادی برای تمرین زبان خارجیت داری؟ occasion – forsat فرصت
odds and ends – xert-o-pert خرتوپرت
مردم اغلب مشکل دارن often – aqlab اغلب
زوج پیر توی پارک بودن old couple – zuj-e pirزوج پیر
old people – sālmandān سامندان
من توی پرواز صندلی سمت راه رو داشتم on the aisle – samt-e rāh سمت راه
بعداز عملش حس خیلی بهتری داره operation – amal (ā, sh) عمل
خیلی از عقیدههاش opinion – aqid عقید
صلح جو کسیه که مخالف جنگه opposed to – mokhālef (beh) مخالف
در برابر اثرات مض opposite – barābar برابر
بد سازماندهی شده بود organized – sāzmāndeh سازماندهی
وگرنه خوابت نمیبره otherwise – vagarna وگرنه
نسبت به قاتل پیش دستی کرد outsmart – pish dasti (kardan) پیش دستی
تو بهش یه معذرت خواهی بدهکاری owe – bedehkār بدهکار
صاحبای خونه ها سعی کردن اعتراض کنن owner – sāheb صاحب
صلح جو کسیه که مخالف جنگه pacifist – solh ju صلح جو
این قابلمه رو با آب پر کن pan – qāblameh قابلمه
آپارتمان فضای پارکینگ اختصاصی نداره particular – ekhtsās اختصاص
بیوه، زنیه که شوهرش فوت شده pass away – fowt فوت
تو باید صبور باشی تا به بچههای کوچیک درس بدی patient – sabur صبور
ما قبض برق رو پرداخت نکردیم pay – pardākht پرداخت
perception – understanding – dark (kardan) درک
به اجرای موسیقی منتقد performance – ejrā اجرا
ترجیح میدم خلبان هواپیما باشم pilot – khalabān خلبان
خجالت آوره که آپارتمان فضای it’s a pity – khejalāt-avor خجالت آو
تا محل کار رانندگی کنم place – mahel محل
شرکت نقشه تجاری جدیدی داره plan – naqsheh نقشه
یه مشکل اشاره کرد point out – eshareh (kardan) اشاره
ههمیشه با غریبهها مؤدب و خوب باش polite – mo’adab مؤدب
هیچ احتیاجی به رفتار بی ادبانه نیست politeness – adabāneh ادبانه
یه نفر کفش به طرف سیاستمدار انداخت politician – siāsatmadār سیاستمدار
و به فقیران میداده poor – faqir فقیر
طفلک! حتماً حس خیلی بدی داری poor little child – teflak طفلک
جمعیت لندن الان داره کاهش پیدا میکنه population – jam’yyat جمعیت
نگرشش نسبت به شغلش خیلی مثبته که positive – mosbat مثبت
من به شدت واجد شرایط بودم possessing – vājed واجد
مدیرم به یه مشکل بالقوه potential – belqovveh بالقوه
من بعدش ازش تعریف کردم praise – ta’rif (kardan) تعریف
ترجیح میدم رمانم رو بخونم prefer – tarjih (dadan) ترجیح
اونها ادعا میکنن که pretend, claim – ede’ā (kardan) ادعا
من وانمود کردم دارم روزنامه میخونم pretend – vānemud (kardan)
احتمالاً ترافیک زیادی تو جاده باشه probably – etemālan احتمالاً
بیا در مورد مسائل تولید problems – massa’el مسائل
درحالیکه in process – dar hal درحال
نیاز زیادی که به محصولاتش وجود داشت product – masul محصول
کالاهای ساخته شده در این کارخونه صادر میشن products – kālā
بیا در مورد مسائل تولید صحبت production – tolid تولید
علاوه بر مدرک حرفه ای professional degree – modrak-e herfi مدرک حرفه
به این معنیه که تو میخوای یه پیشرفت progress – pishraft پیشرفت
ما از ترک کردن ساختمون منع شده بودیم prohibited – man’ (shodan) منع
به محافظ کنار بزرگراه برخورد کر protector – mohāfez محافظ
از پوست محافظت protection – mohāfezat (kardan) محافظت
صاحبای خونه ها سعی کردن اعتراض کنن protest – e’terāz اعتراض
بهترین آرزوها برای پدر و مادر جدید افتخار proud – eftakhar افتخار
نیاز ما به غذا رو تأمین میکنن provide – ta’min (kardan) تأمین
که میتونه زندگی رو فراهم کنه provide – farāham (kardan) فراهم
اون روانشناسی خونده psychology – ravānshenāsi روانشناسی
خبرهای بدی در مورد مظنون به قتل منتشر شد publish – montasherمنتشر
pure, simple – mahz محض
صندوقدار خواروبار تو رو توی کیسه purchases – kharubārخواروبار
به ندرت روزنامه میخونه rarely – beh nodrat ندرت
بیشتر پیشنهاداتی که توی جلسه داده شد منطقی rational – manteqi منطقی
اشعه ماورا بنفش rays – ashe’e اشعه
من از عکس العمل اون به پیشنهاد reaction – aksal’amal عکس العمل
تا بتونیم در دنیای واقعی رقابت کنیم real – vāq’i واقعی
به دلیل گیاهخوار بودن reason, motive – dalil دلیلی
واسه همین مجبور شدم for that very reason – vāseh hamin واسه همین
دعوتهای زیادی برای جشنای عروسی دریافت کردم receive – daryāft دریافت
recently – (be) tāzegi تازگی
شناسایی دزد سخت بود recognition – shenāsāi شناسای
من اقامت توی اون هتل رو توصیه نمیکنم recommend – tusiheh توصیه
که قابل بازیافتن recycle – bāzyoftan بازیافتن
برای هر شغلی که درخواست داده بود رد شد refused – radd رد
که مربوط به شرکت نفت هست رسوایی شرکت نفته regarding – marbut مربوط
صنعت مهم منطقه جهانگردیه region – mantaqeh منطقه
باید دوچرخه ات رو ثبت کن register – sabt (kardan) ثبت
من عمیقا از زندگی در این کشور پشیمانم regretful – (az …) pashimān پشیمان
رابطه لودویگ و ریتا مشکل داره relationship – rābeteh رابطه
درحالیکه بعضی هاشون نسبت به اونه relative to – nesbat-beh نسبت به
با وجوداینکه حقوقش تقریباً کم بود relatively – taqriban تقریباً
من جلسه رو بهش یادآوری میکنم reminder – yādāvori یادآوری
ماشین لباسشویی دیروز بعدازظهر تعمیر شد repair – ta’mir تعمیر
تقاضای استعفا دادم request – taqāzā تقاضا
توی یه هتل ساحلی اقامت داریم residence – eqāmat (dashtan) اقامت
تقاضای استعفا دادم resign – esta’fā استعفا
همان قوانین ترافیکی رو رعایت کنن respect – re’āyat رعایت
کی برای قتل مسئول بود responsible – mos’ul مسئول
توی شغلش مسئولیت زیادی داره responsibility – mos’uliyat مسئولیت
رابطه شون در نهایت به نتیجه نرسید result – (beh) natijeh نتیجه
نیراج نمیخواد بازنشسته شه retired – bāz neshashteh بازنشسته
فرهنگ غنی داره rich – qani (pl aqniā) غنی
نارگیلو به طرف صخره پرتاب کردم rock – sakhreh صخره
میتونی ده کیلومتر بدویی؟ run – davidan (bodui) دویدن
اونها به شواهد مهمی برخوردن run across – bar khordan برخوردن
این کاغذها رو یه جای امن نگه دار safe – amn امن
این کاغذها رو یه جای امن نگه دار safe place – jā-ye amn جای امن
فایلات رو هم ذخیره کن / هدف اون ذخیره پوله save – zakhireh ذخیره
رسوایی که مربوط به شرکت نفت هست scandal – rosvāyi رسوای
سرویس دهی افتضاح بود scandalous – eftezah افتضاح
این صحنه واقعاً جمعیت رو جمع کرد scene – sahneh صحنه
من زمان بندی رو کپی کردم schedule – zamunbandi زمان بندی
نقشه باید محرمانه باشه secret – mahramāneh محرمانه
تو به جدیت این جرم seriousness – jediyat جدیت
تهویه هوا تو خونشون نصب کرده setting up – nasb (kardan) نصب
احساس شرمساری میکنن shame – sharmsāri شرمساری
صورتش رو شست، اصلاح کرد shave (perfect) – eslāh اصلاح
پلیس به صورت تصادفی شلیک کرد shoot – shalik (kardan) شلیک
ناگهان حس کرد یه نفر زد به شونش shoulder – shāneh شونہ
خیلی بلند فریاد زد shout – fariād فریاد
کسی میتونه به من نشون بده show – neshun (dādan) نشون
عنوان پاداش امضا signature – emzā امضا
درباره وضعیت نگران بود situation – vaz’yat وضعیت
از اتوبوس پیاده میشد لیز خورد slip – liz (khordan) لیز
یه تایپیست خیلی کند slow – kond کند
دست و پنجه نرم کن smooth – narm نرم
پس به زودی مدیر جدید میاد soon – beh zudi به زودی
داستانهایی که پایان غم انگیز دارن sorrowful – qamingiz غم انگیز
متاسفم که این رو میشنوم sorry – motā’asef متأسف
میتسوکو هیچ گونه گوشتی نمیخوره sort – guneh گونه
خجالت آوره که آپارتمان فضای space – fazā فضا
پلیس یه نیروی ویژه رو ایجاد کرده special – vizhh ویژه
کریم یه وکیله که متخصص قانون شرکته specialist – motakhasses متخصص
این ویژگی اونه که همه رو منتظر نگه داره specialty – vizhegi ویژگی
سعی میکنه مشخص کن specify – moshakhas مشخص
قطار با سرعت دویست بر ساعت داشت حرکت میکرد speed – sor’at رعت
کسی شک نکرد که کارمند یه جاسوسه spy – jāsus جاسوس
در بیشتر نقاط آمریکا State (US) – naqāt نقاط
من نمیرم مگه اینکه بارون بند بیاد stop – band (amadan) بند
نمیتونن جلوش رو بگیرن stop – jalush-ru gereftan جلوش رو بگیرن
میدونستم اون عجیب بود چون همه هشدار داده بودن strange – ajib عجیب
stressful – por esteres پر استرس
من باید امشب مطالعه کنم study – motāle’eh مطالعه
اعتصاب سه هفته پیش شروع شد strike – e’tesāb اعتصاب
که از بیماری قلبی رنج میبرن suffer – (az …) ranj (bordan) رنج
suggestion – pishnahād پیشنهاد
موفّق successful – movaffaq
مقصر اینکه اخیراً خودکشی زیاد شده suicide – khodkoshi خودکشی
جولیوس کسی هست که میتونی بهش تکیه کنی support – takyeh تکیه
surprised – mota’ajjeb (shodan) متعجب
و تسلیم نشو surrender – taslim تسلیم
به سمت مظنون نشونه گرفتن suspect – maznun مظنون
ایجاد کارخونه جدید معلق شده suspended – moallaq معلق
پلیس به انگیزههای مظنون مشکوکه مشکوک suspicious – mashkuk مشکوک
اون از استخر اومد بیرون swimming pool – estaqr استخر
هشت سیاره توی منظومه شمسی system (poem) – manzumeh منظومه
گفتم که آروم باشه و آسون بگیره take it easy – āsun begir آسون بگیر
کلیدها رو از کیفش برداشت take out – bardāshtan رداشتن
به سمت مظنون نشونه گرفتن target – neshuneh نشونه
فکر میکنی پولدارها باید مالیات بیشتری بدن؟ taxes – māliyāt مالیات
بنابراین نیازی نیست برای چیزی نگران باشی therefore – banābarin بنابراین
نارگیلو به طرف صخره پرتاب کردم throwing – partāb (kardan) پرتاب
اوقات سختی ,من تو اوقات فراغتم چیکار کردم times – aoqāt (pl of vaqt) اوقات
بسیاری از کشورها تحمل خارجیا رو ندارن tolerance – tahammol تحمل
چرخه و ماشین وسایل حمل و نقل transportation – hamlo naql حمل و نقل
من در طی [ى] عمل هوشیار نبودم throughout – dar teyi در طی
برای تحقیقات در مورد قتلها ایجاد کرده truth-seeking – tahqiqāt تحقیقات
تلاش میکرد ماشینش رو بفروشه try – tālesh (kardan) تلاش
تو باید سعی کنی و تمرکز کنی try – sa’y (kardan) سعی
تو ژاکت جدیدت رو پرو کردی و خوشت نیومد try on – poru پرو
ماشینم زیاد قابل اعتماد نیست trust – e’temād اعتماد
دوقلوی همسانن twins – duqolu دوقلو
ماورا بنفش ultraviolet – māvarā-ye bānsh ماورا
من خیلی تحت تأثیر سخنرانی اون قرار گرفتم under – taht-e تحت
کار خیلی ناعادلانه ای بود unfair – nā’ādelāneh ناعادلانه
تو نمیتونی وارد شی مگه اینکه عضو باشی unless – mageh inkeh مگه اینکه
در حل مشکل ناموفق بود unsuccessful – nāmovaffeq ناموفق
مردم قبلاً پیجر… ولی الان کاملاً بی مصرفه usage – masraf مصرف
چقدر زمان برای تمرین انگلیسی صرف میکنی؟ use – sarf (kardan) صرف
پس نگران بودنت بی فایدست useful – fāyed فاید
جک معمولاً تا سرکار رانندگی نمیکنه usually – ma’mulan این قربانی رو بر
گیاهخوار کسیه که گوشت نمیخوره vegetarian – giāhkhār گیاه خوار
نمیگردون victim – qorbān قربان معمولاً
منظره رو به باغ داره a view onto – manzareh-e ru beh منظره رو به
یک مرد به شدت ناراحت شد violence – sheddat شدت
اون پرسید آیا من مایلم برم مسافرت want – māyel مایل
دانشمندان به هشدار به ما warning – hoshdār (beh) هشدار
اگه زبالههایی داری waste – zobāleh زباله
من زمان زیادی رو برای رویا پردازی تلف میکنم waste – talaf (kardan) تلف
اونها هم به من دست تکون دادن wave – (dast) takun (dādan) تکون
پول از ثروتمندان میگرفته wealthy – servatmand ثروتمند
اسلحههاشون رو به سمت مظنون نشونه گرفتن weapons – aslaheh اسلحه
رفتن عروسی wedding – arusi عروسی
خیلی وزن زیاد کرده weight– vasn وزن
weight lifting – vazneh bardāri وزنه برداری
دیوانه سنگی در چاه میاندازد well – chāh چاه
ما درگوشی با هم حرف زدیم تا whisper – daregushi درگوشی
whisper – pech pech پچ پچ
ماجراجوییم به دور دنیا wide world – dur-e donyā دور دنیا
بیوه، زنیه که شوهرش فوت شده widow – biveh بیوه
یه قرارداد جدید برنده شدیم winner – barandeh (shodan) برنده
چهل عاقل نمیتوانند در بیاورند wise – ‘āqel عاقل
میتونم واسه چمدونات کمکت کنم؟ with – vāseh واسه
اون میتونه خیلی سرگرم کننده باشه witty – sargarm-konandeh سرگرم کننده
نیازی نیست برای چیزی نگران باشی worry – negarān
که قابل بازیافتن worthy – qābel قابل
موقع اصلاح خودت رو زخمی کردی wound – zakhmi زخمی
This from an exchange with J.A.
*
In the course of something else this morning, I recalled my emotion over the last 4:30 minutes of Truffaut’s Les 400 coups. I probably taught it dozens of time but it still brings tears to my eyes.
https://m.youtube.com/watch?v=a4jGNoag_1g
I’m linking this YouTube clip to you because of an additional issue, the direct allusion to Rimbaud, both iconograph (look at that last image) and implicitly textual, to say nothing of the notion of fugues (en français), which my life has consisted of a long sequence of.
Elle est retrouvée.
Quoi ? – L’Eternité.
C’est la mer allée
Avec le soleil.
*
Forgot to mention that the cinematographic technique Truffaut was playing with is called, in French, un travelling. Moving cam.
He even does a travelling interruptus at one point, by dropping Antoine and then picking him up at the end of a plan, to be differenciated from a shot, since once he starts jogging there is but a single acknowledged take, though there is nonetheless montage.
Basically, Truffaut was creating the image or illusion of a travelling, a meta-travelling, while depicting a fugue. An adolescent fugue.
https://www.instagram.com/p/CLbF5ymhXXp/?igshid=1k0hj08v0gbe8
*
In the 80s when I lived in the Bay Area, Neil Worth was a regular sometimes exhausting interlocutor. After work I’d drive over to the City where we’d spend hours tirading about the injustices of world history.
He was remarkably talented, fluent in Russian and conversant in several other European languages, as well as a defender of the California #Chumash people in particular. He never found what society calls a place in it. I just learned for sure what I had long suspected: he passed several years ago anonymously on the streets of San Fransisco.
Here he is in his book-strewn apartment in the Haight in the 90s reading me his notes on some atrocity perpetrated by Western #imperialism.
He loved the sonnet I wrote for him, which begins with an echo of Osip #Mandelstam’s “Insomnia. Homer.”
You can find it here: @closelyshavenpoems or here: https://alteritas.net/pastis/shrines/
*
https://en.m.wikisource.org/wiki/Insomnia._Homer._The_rows_of_stretched_sails
https://classical-inquiries.chs.harvard.edu/insomnia-homer-taut-sails-by-osip-mandelshtam/
https://www.instagram.com/p/CLbF5ymhXXp/?igshid=1k0hj08v0gbe8
Ran across this today, from Wolfram Eilengerger's Time of the Magicians:
"In 1923, things came to a head in Munich. Hitler, protected by a shock troop of his AS militia, following the glorious example of Mussolini in Italy, called on the crowd to “march on the capital" [edited]
— George Lang (@geogeoplots) February 15, 2021